نگاهی کلی به فعالیت‌های مشاور کسب و کار در شرکت‌ها

نگاهی کلی به فعالیت‌های مشاور توسعه کسب و کار در شرکت‌ها

مشاور توسعه کسب و کار یا مشاور کارآفرینی و تعاریف مشابه‌اش در کسب و کارهای امروزی رشد به سزایی کرده است. گاهی کسب و کارها به دلیل پیچیدگی در سطوح مختلف، نیاز دارند که یک نفر در نقش راهنما را داشته باشند تا بتوانند در زمان و هزینه صرفه جویی کنند. 

اما آیا واقعا این نیازمندی درستی از یک مشاور توسعه کسب و کار است؟ 

فارغ از اینکه در چه زمینه‌ای که کسب و کار داشته باشید، استفاده از راهنمایی‌های یک مشاور کسب‌ و کار از واجبات است. با رقابتی‌تر شدن بازارها، مشاور توسعه کسب و کار نیازی است که این روزها بیش از پیش خود را نمایان کرده است.

بنابراین بهتر است ابتدا نگاهی به تعریف توسعه کسب و کار داشته باشیم: 

توسعه کسب و کار شامل کلیه برنامه ریزی‌ها، استراتژی‌ها، فرآیندها و اقداماتی است که برای ایجاد و پیاده سازی فرصت‌های رشد یک سازمان ضروری است. هدف اصلی از توسعه کسب و کار خلق ارزش بلند مدت و پایدار برای یک کسب و کار و همچنین مشتریان آن است . در عمل هم مفهوم توسعه کسب و کار شامل کلیه فعالیت های راهبردی و عملیاتی از مرحله شکل گیری یک ایده (Business Idea) تا شکل گیری کسب و کاری جدید یا گسترش کسب و کار موجود است. برنامه ریزی استراتژیک هم مهمترین وظیفه در فرآیند توسعه کسب و کار شمرده می‌شود. برنامه ریزی در ابعاد زمانی مختلف (کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت) که در نهایت منجر به داشتن طرح و برنامه (Plan) می‌گردد. مدیریت موفق و مؤثر فرآیند راه‌اندازی و توسعه کسب و کار وابستگی غیر قابل انکاری به میزان مهارت و توانایی فرد در تدوین و نگارش طرح کسب و کار (Business Plan) و درک راهبردی صحیح از مدل های کسب و کار، نیازهای مشتری، محیط کسب و کار و بازارهای هدف دارد.

اما مشاور توسعه کسب و کار هم همیشه شامل طیف وسیعی از فعالیت‌ها را شامل می‌شود و بسیاری از سازمان‌ها و افراد اغلب این زمینه‌ها را متفاوت شرح می‌دهند. اما یکی از روش‌های دسته‌بندی فعالیت‌های مشاور توسعه کسب و کار از دیدگاه تخصص (مانند تجزیه و تحلیل بازار رقابتی ، استراتژی‌های سازمانی و یا مدیریت عملیات‌ها) است. اما در عمل، این دسته بندی‌ها هم تعریف‌های متفاوتی دارند.

اما یک روش مناسب تر برای تحلیل فعالیت‌های مشاوره در نظر گرفتن نتیجه آن است. 

پس دسته‌بندی نتیجه در این صنعت به ۷ هدف اصلی مشاوره تقسیم می‌شود که به شرح زیر است:

  •  فراهم کردن داده‌ها برای شرکت‌ها
  •  حل مسائل گسترده شرکت‌ها در زمینه‌های مختلف
  • ارائه  پیشنهادها و راهکارهایی مبتنی بر تشخیص در بازار
  •  کمک به برنامه‌ریزی و پیاده سازی راه‌حل‌ها
  •  رسیدن به اتفاق نظر و تعهد پیرامون اجرای اقدامات اصلاحی مورد نیاز
  •  تسهیل کردن فرآیند آموزش سازمان‌ها برای مواجهه به مشکلات مشابه پیش‌ رو
  •  بهبود اثربخشی و خلق ارزش در بازه‌های زمانی مختلف در سازمان

بنابراین چنین اهدافی در حوزه توسعه کسب و کار و بیشتر در حوزه مشاوره آن مورد توجه قرار گرفته‌اند و شرکت‌ها حق دارند انتظار داشته باشند که همه مشاوران از هر تخصصی، به روابط و فرآیندها حساس بوده و مهارت لازم در بهبود توانایی سازمان در حل مشکلات آینده و حال را داشته باشند.

این ایده که مشاوران صرفاً باید اشراف به یک موضوع تخصصی داشته باشند و یا مسیری را در حوزه مشابه با موفقیت پشت سر گذاشته باشند در حال از بین رفتن است، یکی از این دلایل این است که اکنون افراد بیشتری در خود سازمان‌ها هستند که تکنیک‌های تحلیلی حل مسئله را در فرایندهایشان فارغ از نوع تخصص مورد نیاز می‌دانند. 

پس مشاور توسعه کسب و کار هدف خود را نه تنها توصیه راه حل بلکه کمک به پیاده سازی فرآیندهای مربوط به راه حل تعریف می کند.

این روند برای شرکت‌ها بسیار قابل توجه و مهم است زیرا به مهارت‌های فرایندی نیاز دارند. این مساله همچنین برای مدیرانی که نه تنها به مشاوره تخصصی بلکه به کمک عملی در بهبود عملکرد آینده سازمان نیز نیاز دارند، به همان اندازه قابل توجه است.

در صورتی‌که مدیران اهداف گسترده‌تری را که یک مشاور توسعه کسب و کار عالی می‌تواند در دستیابی به آنها کمکشان کند بشناسند، مشاوران را آگاهانه‌تر انتخاب کرده و انتظار بیشتری نیز از آنها خواهند داشت.

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید